|
خبرنگاری نوین بهترین منبع برای خبرنگاران تازه کار و جوان
| ||
|
مسوولان، روزجهانی منع کار کودکان را نیز ازیاد برده اند نويسنده: احمد حارث جمالزاده 22 جوزا 1390
طی چند سال گذشته بعد از سقوط طالبان، دولتمردان کشور و مسوولان زیربط نیز در زمینه تسهیلات زندگی کودکان توجه چندان نکرده و اقدام لازمی صورت نگرفته است که جای نداشتن روز جهانی منع کارکودکان در تقویم کشور از جمله ی عدم توجه قدرتمندان را به نمایش می گذارد.
بیش از سی سال جنگ ، نا آرامی، فقر، نابسامانی و بحران توانسته زیر بناهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی کشور را تغییر دهد وکودکان کشور ما نیز از این ناملایمت ها آسیب شدیدی را متحمل شده اند و از امتیازات حقوقی خود بدور مانده اند.
از سوی دیگر، کودکان نخستین قربانیان جنگ و نابسامانی بشمار می روند و این همه ناملایمت ها باعث فقر خانواده ها و بی سرپرستی آنها شده است و تعداد زیادی این کودکان بیچاره را یتیم ساخته است و تتدادی زیادی را هم از کشور متواری نموده است.
کودکان معصوم و فقیر که به عنوان قربانیان جنگ در کشور ما باقی مانده اند به منظور زنده ماندن و تداوم حیات خود و فامیل بی سرپرست خود نیار به نان دارد و مجبور می شوند که دست از آموزش بردارند و به هدف بدست اوردن نان دست به کارهای شاقه بزنند.
هر چند تا حال آماری دقیقی از ارقام کودکان شامل کار در کشور وجود ندارد، اما بر اساس آخرین آماری که صندوق کودکان ملل متحد،(یونیسف) در سال ۲۰۰۹ میلادی از وضعیت کودکان افغانستان منتشر ساخته است، دستکم ۳۰ درصد از کودکان میان 5 تا ۱۴ سال در کشور مصروف کار می باشند.
بر اساس آمار صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) از هر چهار کودک افغان در گروه سنی ۷ تا ۱۴ سال دو کودک مجبور به کار هستند.همچنان گفته شده است که این آمار تنها بر اساس مناطقی به نشر رسیده است که امکان انجام تحقیقات در آن وجود داشته است .
اکنون نیز تعدادی زیادی از کودکان در شهرهای جداگانه کشور به ویژه پایتخت کشور کابل مصروف کارهای شاقه هستند که تا اکنون دولت مردان کشور ما نتوانسته اند در این زمینه اقدام ملموسی را انجام دهند.
نانفروشی، پالش بوت، موتر شویی، حمالی، دست فروشی، سپندی وحتی گدایی این همه کارهایی هستند که اطفال در کشور ما مصروف هستند و روزانه حد اکثر می توانند پنجاه تا صد افغانی برای خانواده خویش نان آور باشند.
همچنان در بعضی موارد این کودکان بیچاره و معصوم قربانی اهداف شوم تروریسان و دهشت افگنان ملی و بین المللی می شوند که ما شاهد چندین مورد در کشور بودیم که تعدادی از کودکان به جرم حملات انتحاری بازداشت شدند و مورد سوء استفاده قرار گرفته بودند.
افعال ناپسند در مناطق مختلف کشور ما نیز زمینه ساز آفت های اجتماعی و اخلاقی برای کودکان بوده است که مردم شاهد این جنایت ها بوده اند که از این کودکان سوء استفاده جنسی صورت گرفته است.
البته باید یاد آور شد که در مناطق مختلف کشورنظر به روستا ها و شهرها شیوه بهره برداری از کودکان در کشور فرق می کند. بدبختانه و با تاسف فراوان که در شماری از ولایات شمالی و جنوبی ما باز هم کودکان قربانی غرایز شوم افراد می شوند و درمحافل وخوشگذرانی ها ازآنها استفاده سوء می کنند.
این همه مواردی هستند که باعث تباهی و بی سرنوشتی کودکان مظلوم کشور ما شده است و این کودکان با وجود اینکه از آموزش و پرورش دور مانده اند، نمیتوانند نان آور خانواده خود باشند و در آینده نیز بار دوش جامعه خواهند بود.
بر دولت و دولت مردان کشور و نهاد های قانون گذاری ضروری پنداشته می شود تا به منظور رفع احتیاجات کودکان فقیر وبی سرپرست مقررات وقوانینی را وضع کنند.
راه دیگری که می تواند این کودکان را از بی سرنوشتی و بار دوشی در جامعه نجات بخشد ایجاد زمینه های آموزشی ویژه است که با ایجاد آن میتوان از میزان بلند سوء استفاده ها از کودکان جلوگیری کرد. [ یکشنبه 22 خرداد1390 ] [ ] [ احمد حارث جمال زاده ]
فاجعه ی دیگر، پس از رویداد مزارشریف در شمال کشور بیش از یکصد کشته و زخمی درتظاهرات تخار شمال پرس در یکی از شهرهای شمالی بی در و دروازه کشور عزیز ما افغانستان ، تالقان مرکز ولایت تخار، نیروهای خود مختار و خود اختیار که خود را همکار مردم رنجدیده کشور می دانند سه شنبه شب عملیات هوایی را در ساحه ی گاومالی شهر تالقان ولایت تخار انجاد دادند که در پی این عملیات چهار تن مشمول دو بانو کشته شدند. صبح چهار شنبه مردم این روستا به منظور تقبیح اعمال جنايت كارانه نيروهاي خارجي دست به راهپيمايي خشونت بار زدند و بر اساس گزارشهاي رسيده از تخار معترضين به دفتر مقام ولايت ، فرماندهي و دفتر پي آر تي ولايت تخار حمله كردند.براساس اطلاعات رسيده از تالقان در پي اين اعتراضات خشونت آميز پانزده تن كشته و بيش از نود تن زخمي شده اند.
روز چهارشنبه مقامات اين ولايت وقوع عمليات توسط چرخبالهاي نيروهاي ناتو را تاييد نموده از تلفات ناشی از تظاهرات نيز خبردادند. همزمان با آغاز اعتراضات در اين ولايت ناتو طي يك اعلاميه مطبوعاتي جزييات عمليات شبانه خود درساحه ی گاومالي شهر تالقان را به نشر رسانيدند كه در اين اعلاميه گفته شده است : هدف اين عمليات، فردي بود كه با گروه تحريك اسلامي ازبكستان همكاري داشت و برنامه هاي عملياتي اين گروه را در ولايت تخار به اجرا مي گذاشت. نيروهاي امنيتي در حال جستجوي فرد مورد نظر بودند كه يك زن مسلح، سلاح خود را به سوي نيروهاي امنيتي نشانه رفت، اما خود هدف تير اندازي قرار گرفت. به دنبال آن يك مرد مسلح كه به هشدار هاي نيروهاي امنيتي بي توجهي كرده بود كشته شد و يك زن مسلح ديگر كه اوهم در صدد تيراندازي به نيروهاي امنيتي بود به ضرب گلوله نظاميان از پاي در آمد. در همین حال عبدالجبار تقوا والی تخار نیز عملیات خود سرانه نیروهای ناتو را تایید کرده گفته است که در این عملیات یک زن دو مرد و یک دختر کشته شده اند. به گفته والی تخار پس از حمله بالای خانۀ یاد شده اجساد سه تن در محل باقی مانده، اما جسد یکتن که گفته می شود مهمان بود، از محل ناپدید شده است. به گفته وی تحقیقات در این زمینه جریان دارد. رياست جمهوري كشور طي اعلاميه ي عمليات نيروهاي ناتو را خود سرانه خوانده خاستار توضيح از اين نيروها شده است و همچنان از مردم اين ولايت خواسته است تا آرامش و خونسردي خود را حفظ كنند. مردم اين ولايت از صبح روز چهار شنبه دست به اعتراضهای خشونت بار زدند که در این تظاهرات افزون بر گشته شدن دوازده تن و زخمی شدن بیش از نود تن، خسارات هنگفت مالی به تعدادی ازساختمانهای دولتی و دکان ها به بار اورده است . بدون شک اینگونه اعتراضات زمینه را برای افراد فرصت طلب مخالف دولت و افراد دیگری که در پی اهداف سیاسی و سمتی خویش هستند فراهم میسازد وآنان به سادگی از احساسات پاک مردم برای رسیدن به مقاصد شان سود می برند، آنگونه که پیش ازاین ازاحساسات پاک مردم بلخ سوء استفاده شد. درهمین حال، فرمانده امنیه تخار نیز در گفتگو با رسانه های داخلی دست داشتن افراد طرفدار به شبکه ی القاعده وگروه طالبان را درتظاهرات تالقان رد نه کرده است. حال سوال اینجاست که چرا نیروهای ناتو بارها بدون هماهنگی نیروهای افغان و حکومت افغانستان عملیات خودسرانه را در کشور انجام می دهند. آیا این موضوع مسوولیت نیروهای افغان پنداشته نمی شود که با آنها مشوره صورت گیرد و یا آنها در جریان گذاشته شوند؟ به هرحال، این اولین بار نیست که نیروهای ناتو دست به چنین اقدامی می زنند.
هرچند نیروهای ناتو طی اعلامیه ی بیان داشته اند که این عملیات در هماهنگی با نیروهای امنیتی افغان صورت گرفته است، ولی مقامات ولایت تخار و دفتر ریاست جمهوری این عملیات را خود سرانه می خوانند و به شدت تقبح می کنند. حال اگر خود سرانه است پس چرا عاملان آن به دادگاه کشانده نمی شوند؟ به جاست که گفته اند (چیزی آسیاب کند است و چیزی هم گندم تر) این گفته های مقامات محلی تخار و نیروهای ناتو بصورت آشکار می رساند، در منزل که نیروهای ناتو عملیات داشتند شک بر موجودیت نیروهای القاعده بوده چون اگر نمی بود چرا یک جسد از میان کشته های این عملیات نا پدید شده است و چی اهداف در قبال پنهان کاری این جسد وجود داشته است. اگر واقعیت داشته باشد که یک جسد از میان اجساد کشته شدگان این عملیات نا پدید شده باشد که والی ولایت تخار هم این موضوع تایید کرده است جسد فردی که گفته می شود در این منزل مهمان بوده نا پدید است.پس ناپدید شدن این جسد به اعلامیه نیروهای ناتو مهر تایید می گذارد که وی از گروههای تحریک اسلامی ازبکستان بوده باشد. اين تظاهرات در حالي صورت مي گيرد كه چندي قبل جنبش اسلامي افغانستان به رهبري جنرال دوستم نشست عمومي و سراسري جنبش را در اين ولايت راه اندازي كرد بود و تعدادي از اعضاي اين جنبش با انتقاد شديدي از حكومت خواهان تظاهرات گسترده به منظور بدست اوردن امتيازات شان از حكومت حامد كرزي شده بودند. پس بدون از امكان نيست كه اين افراد از اين فرصت و از احساسات مردم استفاده كرده و به منظور بدست آوردن خواستهاي شان دست به خشونت زده و اين راهپيمايي مردم را به خشونت كشيده باشند. در راه اندازی اعتراضات مردم تخار دور از تصور نیست که دست های پشت پرده وجود داشته و از احساسات مردم سوء استفاده شده است. و گرنه یک راهپیمایی مسالمت آمیزبا صدورقطعنامه چند ماده ای موثرتر از این حالت بود و نیاز به کشتار افراد بی گناه دیگر به دست خود مان و فراهم آوری زمینه تخریب ساختمانهای دولتی و ملکیت های مردم فقیر این ولایت دیده نمی شد. [ یکشنبه 22 خرداد1390 ] [ ] [ احمد حارث جمال زاده ]
حرف ما حرف ملتي است كه بسيار بسيار چه از لحاظ كمي و چه از لحاظ موقف و موقعيت و خصوصيات كيفي اجتماعي از شما دور افتاده اند و شما با قلقله هاي تفرقه افگنانه، وحدت شكني در جهت تحقق اهداف پلان شده ديگران از وحدت حتمي آنها كاسته تضاد مطلق شان مي كوشيد،بعضي از دوستان و قلم بدستاني را در مي يابم كه در اين نشريه خارجي شده هاي افغان در مورد قضاياي كشور و انعكاسات مصدومين در مطبوعات جهان نوشته هاي از طريق اين نشريه داشته اند، چنين مي انگارند كه هنوز وضع سياسي –اجتماعي كشور محصور شده ما زير اهتزاز پرچم سرخ برادران خلقي و سفيد و سبز برادران جهادي آنها قرار داشته مي شود مسايل براي گفتن را از زير چتر نشريه هاي با نام و نشان به عاريت گرفته شده خارجي ها كه برادران شايد آنرا نفهمند بگوش برادران شان در جوار آپارتمانها و محافل كشوري برسانند، حالا كه دست اندركاران اين نشريه بدون توجه به غرور ملي و تحكيم مناسبات سالم ميان انسانهاي دربند به دور از تمام گرايشات منفي و تعلقات سليقه اي به ندافي جملات و كلمات پرداخته به تحليل و تجزيه كلمات و توجيه ناقص زباني عمل مي كنند يكبار از خود شروع كنند كه چرا زير چتر "افغان جرمن آنلاين" حرف مي زنند؟ اين اصطلاح چه واژه خواهد بود كه گردانندگان افغان هاي جرمن شده يا جرمن هاي افغان شده با چه آبروي دعواي افغان بودن مي نمايند.
در شرايط امروزي كه كشور نياز مبرم به همبستگي و يك پارچه گي دارد ، تعدادي از سايت هاي انترنيتي خارجي، چون افغان جرمن آنلاين به وسيله تفرقه افگني ميان اقوام و مليت هاي عزيز و نجيب ما شده است من خواستم گفته هاي سايت محترم افغان جرمن را خدمت شما بيان دارم تا همه گان بدانند كه اهداف اين سايت چيست و شعارهاي اين سايت تا چه حد واقعيت دارد. من به تاريخ 28-9-2010 به عنوان يك خبرنگار افغان به حمايت از خبرنگاران بيچاره ي افغان كه كشته شده بودند و تعدادي هم در زندان بودند مطلب را زير عنوان ( آزادي بيان و مطبوعات در افغانستان به مرگ خبرنگاران مي انجامد) نوشتم. و براي نشر در انترنيت به اين سايت فرستادم مدت دو روز شد كه مطلب نشر نشده من براي آنها ايميل كردم كه مطلب بنده چه اشكال داشتم ؟ در جواب برايم دوباره نوشتند كه شما در اين مطلب واژه هاي ايراني را به كار برده بوديد كه اين بار نشر كرديم ديگر اگر واژه هاي ايراني داشت نشر نمي كنيم.
گرداننده هاي محترم... مطلب زير عنوان :- ( آزادي بيان و مطبوعات در افغانستان به مرگ خبرنگاران مي انجامد) مورخ 28-9-2010 ندافي هاي شما را به شما حواله مي كنم. خيلي تعجب مي كنم. شما چرا به انسان و ارزش هاي او در كار و زحمت كشي اش ارج نمي گذاريد كه زبانش خود را مي چسپانيد كه چرا ايراني نوشته مي كني؟، مگر انسانيكه در ايران زير ساطور استبداد جان مي دهد به عنوان انسان حق ندارد همزبان خود را به جنايات كه در محيط او وجود دارد آگاه سازد؟ همينگونه پاكستاني كه اجيراا واسكت انتهاري مي پوشد و در كشتار همنوع خود بصورت غير ارادي خود را مي كشد ديگرانش حق ندارند از سياست تحميق و تطميع حرف داشته باشند؟ مگر بيان واقعيت هاي محسوس اجتماعي توسط مشت از انسانهاي عريان و گرسنه و توضيح گرگهاي انسان نما فقط به زبانهاي پذيرفته شده شماست؟ برادران هموطن ، تمام مردم زحمت كش ما مردمان اصيل با غرور و داراي سنن پر افتخار پدران نام آور خويش اند بگذاريد در حفظ ارزش هاي معنوي شان بخاطر تحكيم اخوت و حقوق شهروندي همديگر را دوست بدارند و در غم و شادي هم شريك باشند تفرقه افگني خصوصيت انساني نيست. [ یکشنبه 18 اردیبهشت1390 ] [ ] [ احمد حارث جمال زاده ]
www.shamalpress.com
نويسنده: احمد حارث جمالزاده 29 حمل 1390
هرچند پیش از این نیز مقامات بلند پایه ی پاکستانی چون خانم بی نظیر بوتو، این موضوع را پذیرفته بود، ولی مقامات برسراقتدار پاکستان به نحوی از این موضوع گریز می کنند وتلاش می کنند آن را به افغانستان نسبت دهند.
سخنان آصف علی زرداری رییس جمهوری پاکستان با روزنامه گاردین ثبوت این فرضیه است . وی در گفتگو با روزنامه گاردین گفته است که جنگ افغانستان به ضرر ثبات پاکستان است و بر تقویت دیموکراسی در این کشور آسیب می زند.
یوسف رضا گیلانی نیز در نشست خبری روز شنبه 27 حمل 1390 با حامد کرزی رییس جمهوری کشور کوشیده است که این اتهامات را برگردن افغانستان باندازد. وی در بخش از صحبت هایش گفت که (( می خواهم این تصور را دور کنم که مناطق قبایلی پاکستان پناهگاه تروریسان است)) این بدین معنی است که مقامات پاکستان می خواهند بگویند که مراکز تروریسم در پاکستان نه بلکه در داخل افغانستان است.
با این گفته ها مقامات بلند پایه ی پاکستان می کوشند اتهاماتی که در داخل پاکستان در سطح منطقه و جهان وجود دارد به نحوی از انحا آن را از افکار عامه شستشو کنند، اما این اتهامات بااین ساده گی و با این گفته ها ازبین نمی رود، چون سالهای دراز جنگ و بدبختی و نا آرامی در کشور ما افغانستان گواهی این موضوع است که پاکستان چه در زمان نواز شریف و خانم بوتو ، پرویز مشرف و چه در زمان کنونی آصف علی زرداری این کشورکوشیده است که افغانستان را دروضعیت دشوار و نابسامان امنیتی قرار دهد.
شاید در اصول سیاسی پاکستان مداخله نباشد و خواهان تأمین روابط دوجانبه سالم با افغانستان باشد، اما بنابر نظام موجود استخباراتی که در پاکستان حاکم است و افراد مخرب و افرادی نا اهل که در راس دستگاه های استخباراتی پاکستان وجود دارد باعث شده است که افغانستان را نا امن نگه دارند.
حال که قرار است کمیته ی صلح مشترک افغانستان و پاکستان زیر نظر نخست و زیر ،رییس ستاد ارتش و رییس سازمان اطلاعات پاکستان یا ( آی اس آی) کار کند ، دور از امکان نخواهد بود که پاکستان اهداف مرموز دیگری را در قبال افغانستان داشته باشد.چون بیشتر از همه در آموزش و پرورش گروه طالبان در افغانستان سازمان اطلاعات این کشور نقش داشته است .
حامد کرزی رییس جمهوری اسلامی افغانستان هم در نشست مشترک خبری با نخست وزیر پاکستان گفت که در پاکستان بر روند کار این کمیته ،نخست وزیر، رییس ارتش و رییس سازمان اطلاعات پاکستان نظارت خواهد داشت.
حال در وضعیتی که دولت افغانستان هم به این موضوع پی برده است که مراکز هراس افگنی در خارج از مرکز افغانستان در پاکستان هست و به تخریب این لانه ها در خارج از مرز کشور تاکید می کند، معلوم نیست که چرا باز هم به پاکستان در این قضیه نقش داده است که از این روند نظارت کنند.
مسلماً پاکستان در قسمت عملی کردن طرح های مشترک با افغانستان چندان صادق نیست و به درستی در قسمت تهدات و طرح های مشترک تا اکنون صادقانه عمل نکرده است که ما چندی پیش شاهد جنجالهای معاهده ترانزیتی بین این دو کشور بودیم تا اکنون هم بصورت کامل حل نشده است.
از سوی دیگر گفته ها در مورد ایجاد نمایند گی سیاسی طالبان در ترکیه می تواند با ایجاد کمیته ی مشترک صلح افغانستان و پاکستان هم رابطه داشته باشد که دولت افغانستان می باید در این قضیه بسیار محتاطانه عمل کند چون هر کشوری منافع ملی خود را بیشتر از هر منافع دیگر اهمیت می دهد که پاکستان هم از این امر مستثنا نیست.
تا زمانیکه مقامات پاکستانی منافع خود را در امنیت و برقراری افغانستان در یافت نکنند و تازمانیکه بصورت صادقه در امر مبارزه با تروریسم عمل نکنند، و تا زمانیکه مبارزه بر ضد تروریسم را یک نیاز اساسی برای رفاه بشر و منطقه ندانند، در هیچ طرحی و در هیچ تعهدی با کشورما پا بند نخواهد بود.
[ شنبه 3 اردیبهشت1390 ] [ ] [ احمد حارث جمال زاده ]
هر چند حکومت افغانستان بار ها آزادی بیان و آزادی رسانه ها را از دست آورد های حکومت دانسته است ،ولی هنوز هم خبرنگاران با تحدید های جدی امنیتی روبه رو هستند.
يكي از چالش هاي عمده فرا راه کارخبرنگاري در كشور هم عدم همكاري مقامات حكومتي با خبرنگاران و بيان حقايق به رسانه هاي داخلي است.
گاهي موضوعات مبرم و حياتي وجود دارد كه دراختیار رسانه های داخلی قرارداده نمي شود، ولي همان اطلاعات به نحوی دردسترس رسانه هاي فرا ملي و بين المللي قرار می گیرد که پرسش هایی را برای دست اندرکاران رسانه های داخلی ایجاد کرده است.
بيشتر مواردي وجود دارد كه تعدادي از مقامات حكومتي حاضر به گفتگو با خبرنگاران نمي شوند.من بحيث يك خبرنگار بار ها با این حالت برخورده ام. گاهي هم مقامات حكومتي به تعدادي از رسانه هاي داخلي بنا بر ملحوضاتي اهمیت قایل نیستند.
اينها همه موضوعاتی هستند كه بايد از مجراهاي قانوني و از طريق نهاد هاي خبرنگاري در كشور حل شوند كه متاسفانه نهاد هاي خبرنگاري در قسمت کاهش ميزان خشونت در عرصه كاري خبرنگاري در كشور تا اكنون موثر نبوده و كاري ارزشمندي را هم انجام نداده اند.
وزارت اطلاعات و فرهنگ كشور هم جز نهاد هاي مدافع آزادي بيان و آزادي رسانه هاي در كشور بايد به حساب بيايد و از اين موضوع دفاع نمايد كه اين وزارت هم تا اكنون نتوانسته است در قسمت تامين امنيت خبرنگاران اقداماتي سازنده داشته باشد.
درهمین حال، دين محمد مبارزه راشیدی معین وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور روز يكشنبه 21 حمل 1390 هجري خورشيدي اعتراف کرد که در برخی از موارد شماری از مقام های حکومتی افغانستان با خبرنگاران بد رفتاری کرده اند، اما وی به طور مشخص نگفت که کدام مقام ها در این خشونت ها دست داشته اند.
دین محمد مبارز راشدی، معین نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ در بخشی از صحبت هایش گفت که میزان خشونت ها علیه خبرنگاران در سال گذشته 30 درصد کاهش یافته است اما نثار حارث، یکی از اعضای مجلس سنای افغانستان که قبل از این به عنوان خبرنگار نیز کار کرده است، می گوید در حال حاضر، خبرنگاران با خشونت های بیشتری نسبت به گذشته مواجه هستند.
به نظر من تاييد خشونت برضد خبرنگاران و تاييد مشكلاتي فرا راه خبرنگاري در كشور از سوي نهاد هاي حكومتي مسوول بسنده نيست و نياز به اقدامات عملي و جدي بيشتر از اين ديده مي شود.
از ظهور رسانه های آزاد و نهاد های خبرنگاری در کشور تا اکنون چندین خبرنگار در نقاط مختلف کشور بصورت مرموز به قتل رسیده اند، ولی تا حال نه نهاد های خبرنگاری مدافع خبرنگاران و نه هم حکومت افغانستان در زمینه قتل این خبر نگاران تحقیقی را انجام داده اند.
صدیق الله توحیدی مسوول دیده بان رسانه های آزاد افغانستان در روز گرامیداشت از چهارمین سالگرد شهادت اجمل نقشبندی با تاييد عدم پيگيري عاملين قتل خبرنگاران در كشور گفت که هیچ نهادي تا حال در مورد قتل خبرنگاران در كشورتحقیقي را انجام نداده است.
سوال اینجاست که این نهاد های مدافع حقوق خبرنگاری به چه منظور ایجاد شده است و اهداف این نهاد های بزرگوار چه هست؟
من فکر نمی کنم این نهاد ها فقط و فقط به منظور تقبیح اعمال جنایت کارانه علیه خبرنگاران ایجاد شده باشد .
اين نهاد هاي محترم خبرنگاري بايد موارد خشونت ،تحديد را پيگيري کند و عاملان كشتار خبرنگاران افغان را شناسايي نمايند و اين موارد را بصورت جدي پيگيري و دنبال نمايند، در غير اينصورت هيچ نيازي به نهاد هاي متعدد خبرنگاري در كشور ديده نخواهد شد. [ سه شنبه 23 فروردین1390 ] [ ] [ احمد حارث جمال زاده ]
|
||
| [ طراحی : نایت ملودی ] [ Weblog Themes By : night melody ] | ||